السيد محمد حسين الطهراني
179
امام شناسى (فارسى)
احتجاج سوّم امام حسن عليه السّلام به آيه تطهير در وقتى است كه در جنگ با معاويه به ران آن حضرت خنجر زدند . پس از بهبودى ، حضرت خطبهاى خواندند اين خطبه را از عامّه هيثمى و ابن كثير با مختصر اختلافى در لفظ آوردهاند و ما به عبارت هيثمى بيان مىكنيم . انّ الحسن بن علىّ حين قتل علىّ استخلف ، فبينا هو يصلّى بالنّاس اذ وثب رجل فطعنه بخنجر فى وركه فتمرّض منها اشهرا ثمّ قام فخطب على المنبر فقال : يا اهل - العراق اتّقوا اللّه فينا فانّا امراؤكم و ضيفانكم ، و نحن اهل البيت الّذى قال اللّه عزّ و جلّ : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ، فما زال يومئذ يتكلّم حتّى ما نرى فى المسجد الّا باكيا . « 1 » و سپس هيثمى گويد : اين حديث را طبرانى روايت كرده و روات حديث از موثّقين هستند . « حضرت امام حسن عليه السّلام بعد از شهادت پدرش كه به خلافت رسيد در وقتى كه با مردم نماز جماعت مىخواند ناگهان مردى جست و با خنجر بر ران آن حضرت وارد كرد ، حضرت چند ماه مريض شدند و پس از بهبودى به مسجد آمده و خطبه بر منبر خواندند و گفتند : اى اهل عراق از خدا بپرهيزيد و دربارهء ما اهل بيت چنين مكنيد زيرا كه ما اميران و ميهمانان شما هستيم ، و ما همان خاندانى هستيم كه خداوند فرموده : فقط خداوند اراده كرده است كه از شما خاندان هر گونه پليدى را بزدايد و پاك و پاكيزه گرداند . ( راوى گويد ) پس پيوسته آن حضرت در آن روز به سخنرانى خود ادامه داد تا اينكه ما كسى را در مسجد نمىديديم جز اينكه گريه مىكرد » . پنجم - استشهاد حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام به آيه تطهير در اشعارى كه به آن حضرت نسبت مىدهند كه در روز عاشورا در مقابل لشكر خواندهاند و صدرش اين است : كفر القوم و قدما رغبوا * عن ثواب اللّه ربّ الثّقلين
--> ( 1 ) « مجمع الزّوائد » ج 9 ص 172 باب فضائل اهل البيت ، « شواهد التنزيل » ج 2 ص 18 و در ص 19 به سند ديگر .